فیلم کمک بفرست

کمک بفرست! بررسی فیلم جدید سم ریمی

تبعیض، موضوعی دارای جاذبه‌ی ابدی است. همه‌ی انسان‌ها برخورد غیر برابر یا از سر خودخواهی و قدرت را درک می‌کنند؛ چه کودک باشد، چه بزرگسال، چه پیر. چه زن باشی، چه مرد. هر چند برای برخی گروه‌های اجتماعی یا برخی نقش‌ها این موضوع جدی‌تر است، اما این باعث نمی‌شود تا درک تبعیض و نابرابری منوط به تجربه‌ی آن گروه‌های تحت فشار باشد. ادراک آن همگانی است. همچنین احساس حق طلبی و آزادگی که در صحبت از تبعیض مخفی است باعث می‌شود تا پرداختن به آن توجه جلب کند و کنجکاوی برانگیزد. از این رو است که وقتی در ادبیات یا سینما از تبعیض صحبت می‌کنیم سهمی نسبتا ماندگار در اذهان عمومی به خود اختصاص می‌دهیم و همچنین اگر کاری محکم ارائه کرده باشیم شانس فروش اثر خود را افزایش داده‌ایم.

قبل از اینکه به ربط فیلم کمک بفرست با مفهوم تبعیض بپردازم توضیحاتی درباره‌ی تولید آن لازم است. اولین آن‌ها کارگردان کار سم ریمی (Sam Raimi) است. او کارگردانی است که با فیلم‌های علمی-تخیلی کارنامه‌ی کاریش مشهور شده است. فیلم‌های سه‌گانه‌ی نسخه‌ی اول مرد عنکبوتیSpider-Man و قسمت دوم دکتر استرنج جزء مشهورترین کارهای قرن جدید اوست. اما این فیلم در راستای کارهای علمی-تخیلی نیست. در واقع فیلم یک درام روانشناختی است که به موضوع تبعیض شغلی و مکانیزم‌های قدرت و ثروت در روابط اجتماعی تعلق دارد. همچنین سبک فیلمسازی رایمی فیلمسازی بر اساس اصول گیشه است. فیلم باید بفروشد که از این نظر موفق هم بوده است. بودجه‌ی فیلم ۴۰ میلیون دلار بوده که موفق به کسب ۹۴ میلیون دلار فروش از گیشه شده است. یعنی حدود ۱۵ میلیون دلار سود خالص کسب کرد. بنابراین باید بگوییم ریمی نه تنها بر مبنای معادلات گیشه و فروش فیلم می‌سازد بلکه در اجرای آن نیز موفق عمل بوده است.

فیلم کمک بفرست!

اما ربط این آمارهای فروش به محتوای فیلم چیست؟ از اینجا باید توضیح دهم که فیلمنامه‌ی این فیلم، تقلیدی از داستان یک فیلم دیگر است. فیلم مثلث غمگینی(Triangle of Sadness) به کارگردانی روبن اوستلاند محصول ۲۰۲۲ که در اسکار ۲۰۲۳ کاندیدای سه جایزه‌ی اسکار از جمله داستان اصیل(Original Screenplay) بود. فیلم اصلی در ابتدا و اندکی پایان‌بندی با فیلم «کمک بفرست» اختلاف دارد. اختلافی که محور آن را توجه به گیشه پدید آورده است. ما در فیلم اصلی که به سبک کمدی-انتقادی است شاهد مواجهه‌ای عمیق با ثروت‌اندوزی، سوداگری و اشرافی‌گری به عنوان ریشه‌های تبعیض اجتماعی و سیاسی هستیم. موضوعی که با پرداختی فانتزی در فیلم «کمک بفرست» سویه‌ای نامتداول به خود گرفته است. گویی این تبعیض‌ها این‌قدر که ما فکر می‌کنیم عمومی نیستند و بردلی، رئيس لیندا، نقش اول زن فیلم هم حق دارد تا لیندا روی مخ او راه برود و نخواهد به او بازی دهد. چرا که او شخصی وسواسی در محاسبات عددی، بیش از حد پرکار و دارای فکر بوروکراتیک، فاقد قریحه‌ی طنز، فاقد ظاهری دلفریب یا حتی معمولی با استانداردهای زیبایی برای زنان است که همه‌ی این‌ها از او یک مهره‌ی کلیدی در ساختار شغلی و همزمان کاراکتری نخواستنی برای ارتباطات نزدیک می‌سازد.

واقعیت این است که این موارد غیر معمول در شخصیت لیندا، مخاطب گیشه‌ای را به سمتی می‌راند که به بردلی، رئیسش که پسری غرق در رفاه و ثروت، خوش‌گذران و ظاهرگرا است هم حق بدهد تا نخواهد قدرت خویش را با این کاراکتر نچسب تقسیم کند. در این فیلم مخاطب اتفاقا با پولدار بودن بیشتر هم‌ذات پنداری می‌کند تا با تحت تبعیض بودن. خصوصا که فیلم به شکلی رفت و برگشتی و در کشمکشی دراز، کار را به جایی می‌رساند که از شخصیت لیندا یک دیوانه‌ی قاتل بیرون می‌آید. در حالی که در فیلم اصلی داستان با تمرکز بر محدودیت‌های جدی اجتماعی تمام این چالش‌ها را پاسخ می‌دهد.

هر دو فیلم دارای دو بخشند. بخش نخست که به ساختار روابط در جهان معمول می‌پردازد و در آن ثروتمندان بر گروه‌های متنوع زیرین مسلطند. همچنین بخش دومی که در شرایطی ناخواسته، مکانیزم‌های قدرت این گروه‌ها ناکارآمد شده و نوعی برابری غافل‌گیر کننده پیش می‌آید که موجب تغییر شرایط می‌شود. این تغییر شرایط دنیایی جدید خلق می‌کند که امکان چرخش شخصیت‌های داستان را فراهم می‌کند. این چرخش شخصیت دارای دورنمایی آرمانی از آرزوهای دنیای واقعی است و فقط یک هیجان سرگرم‌کننده نیست. یعنی نباید باشد اما در فیلم «کمک بفرست» دقیقا همین طور است. هیجانی است گذرا که منجر به نتایجی انتقام‌جویانه برای لیندا با بازی خوب ریچل مک‌آدامز می‌شود. اما نسخه‌ای نیست که بینندگان لیندا بتوانند آن را برای خودشان اجرا کنند. این در حالی است که فیلم اصلی تنبهی همگانی با خود به ارمغان می‌آورد.

Send Help!

نکته‌ی مهم اینجا است که چرا فیلم اصلی فیلم بهتری است؟ یک دلیل ساده دارد. چون تبعیض، امری واقعی است. مواجهه‌ی واقعی با امری واقعی قطعا پاسخ‌های شفاف‌کننده‌تری ‌خواهد داد. کما اینکه ما می‌توانیم از فیلم مثلث غمگینی علی‌رغم کمدی بودن فیلم، نتیجه بگیریم که تبعیض ثروت و جایگاه اجتماعی نتایج ترسناکی به همراه دارند. در حالی که از این فیلم نتیجه می‌گیریم ای کارمندان و کارگران، با خون و تبه‌کاری حق خود را بگیرید. یا خطاب به اشراف باید گفت به زیردستان خود اعتماد نکنید چرا که آن‌ها به خون شما تشنه‌اند. اگر در برابر آن‌ها وا بدهید عرصه را کاملا خواهید باخت. تبدیل شدن آن پندار اجتماعی به این چرندیات آخری، به صورت دقیق در نتیجه‌ی دستکاری گیشه‌ای در موضوع اصلی رخ داده است. روندی که معانی اصلی را سطحی‌سازی کرده و از خواسته‌های جمعی یک گروه بزرگ از انسان‌ها در سراسر جهان رؤیایی تهاجمی و نامتعادل ساخته است.

شما می‌توانید فیلم ‌Send help! را از پلان تماشا کنید.

IMG_20260208_113322_621

محمد امین اسلامی دانش‌آموختهٔ علوم اجتماعی و فلسفهٔ غرب است و به‌صورت حرفه‌ای در حوزهٔ فیلم و سریال فعالیت می‌کند. او منتقدی باسابقه است که جلسات نقد و بررسی‌اش با استقبال گسترده مخاطبان همراه بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *