تماشای دی جی احمد در پلان رایگان

درباره‌ی دی‌جی احمد – DJ Ahmet

دی جی احمد -DJ Ahmet اولین فیلم از سینمای مقدونیه است که دیدم. جامعه‌ای که وابسته به تاریخ عثمانی، وارث و همبسته به فرهنگ ترکیه حرکت می‌کند و در کشمکشی که فرهنگ مدرن برای فرهنگ سنتی از یک سو و فرهنگ دینی ترک‌ها از سوی دیگر پدید می‌آورد؛ این جامعه نیز درگیر و گرفتار شده است. ما آن‌چنان که اشاره کردم، در این فیلم  شاهد تضادهای اجتماعی متنوعی هستیم که با پنج مواجهه قابل توضیحند:

اول: فرهنگ سنتی در برابر فرهنگ مدرن

جهان سنت جهانی است که از میراث راه‌های آزموده یا راه‌های تثبیت شده در گذشته که لزوما مثبت یا کارکردی نیستند، تشکیل شده است. در برابر این جهان جهان مدرن وجود دارد که مبتنی بر واژه‌ی مد درون کلمه‌ی مدرن، بر اساس امر رایج و در جریان قوام گرفته است و نه لزوما آن‌چه از گذشته می‌آید. لذا در جاهایی بین فرهنگ سنتی و مدرن هماهنگی وجود دارد و در جاهایی ناهماهنگی شکل می‌گیرد که البته مواضع ناهماهنگی در طول زمان تغییر می‌کنند.

در طول فیلم ما شاهد آنیم که مناسباتی عرفی در جریان است که زشت و زیبا و پر فایده و کم فایده را معلوم می‌کند. احمد به دلیل همین مناسبات مجبور است علاقه‌ی خود به موسیقی مدرن را شبانه و مخفیانه پیگیری کند و یا به عنوان یک امر دست دوم در زندگی با آن برخورد کند. این موقعیت فضای عرفی را برای احمد در چهارچوب سنت تعریف کرده است. سنتی که نسبت به تکنولوژی مدرن جاهل است و حتی ورود به فیس‌بوک و استفاده از تیک‌تاک برای او وجه جدید یا سرگرم‌کننده دارد، نه وجه ضروری برای ساختن شخصیت اجتماعی از خود. موضوعی که برای شخصیت دختر داستان، آیا، صورت دیگری دارد. او که تجربه‌ی زندگی در آلمان را دارد، در این جامعه در موضع یک بیگانه وارد شده است که قرار است با ازدواجی که در پیش روی او گذاشته‌اند در مناسبات جهان سترگ سنت، صاحب نقشی گردد. نقشی که قالب آن بر اساس مناسبات سنت از قبل ساخته شده است و او قرار است با ارائه‌ی دستپخت نیکو و رتق و فتق امور خانه و مزرعه قدرت اجتماعی خودش را نشان داده و تثبیت کند. موضوعی که آیا را بر این داشته تا آگاهانه، با برنامه‌ریزی شرکت در جشنواره‌ی رقص به مصاف آن برود.

دوم: فرهنگ اسلامی در برابر فرهنگ سکولار

فیلم دارای زیرمتنی کمدی و خوشایند است که با پرهیز از رویکردی خشونت آمیز، ناهمخوانی دین موجود در روستا با رشد تدریجی مناسبات مدرن را به تصویر کشیده است. در این رویارویی، نماینده‌ی عرصه‌ی دین که حاجی مسجد به عنوان اراده‌ی دین و ساختمان و مناره‌ی مسجد به عنوان کالبد دین نمادی استعاری شده‌اند؛ ما شاهدیم که آن‌ها قصه‌ی فرهنگ جدید را قصه‌ی یک درگیری پر هیجان و سرسختانه که قابلیت خشن شدن دارد تعریف نکرده‌اند. بلکه حاجی مسجد به نرمی هماهنگ شدن با تکنولوژی جدید را پذیرفته و سعی دارد مسجد را با ‌آن پیوسته کند که اتفاقا به ماجراهای طنزی مثل پخش شدن صدای خاموشی ویندوز از بلندگوی شهر ختم می‌شود.

همین برخورد باز نهاد دین با فرهنگ جدید است که از یک طرف فضای حیات سکولار را در عرصه‌ی علنی جامعه و جلوی چشم همه ممکن می‌کند و بر خلاف مواجهه‌ی سنت، عایدات فرهنگ جدید را به خلوت مخفی نمی‌راند.

تماشای دی جی احمد در پلان

 از طرف دیگر این فضا به قهرمان قصه یعنی احمد اجازه می‌دهد تا برای ابراز علاقه‌ی خودش و ایفای نقش در زندگی آنکه دوست دارد از مسجد به عنوان پایگاه کنش اجتماعی استفاده کند. پایگاهی که می‌بینیم نه تنها تنبیهی برای او به همراه نمی‌آورد بلکه وقتی کنش سنتگرایان مردسالار به غلیان می‌افتد تلاش می‌کند میانجی‌گری کند و جان احمد را نیز نجات دهد. گویی فیلم به ما می‌گوید دین مخالف فرهنگ مدرن نیست. می‌تواند به احمدها و آیاها فضای حیات در این فرهنگ جدید بدهد و برای نعیم‌ها آموزنده باشد.

سوم: فرهنگ مردسالار در برابر فرهنگ برابری جنسیتی

شاید در یک نگاهِ یکپارچه کننده یا ساده‌تر ما بسیاری از مناسبات فرهنگی را با هم یکی کنیم یا از یک ریشه بدانیم. اما واقعیت این است که تکثر فرهنگی در جهان نشان می‌دهند این لایه‌های فرهنگی لزوما در یک مدل با هم جمع نمی‌شوند. یعنی تمام بینش‌های سنتی مرد‌سالار نیستند یا بینش‌های مردسالار تنها در سنت پیدا نمی‌شوند! از این رو باید بگوییم در فیلم چه خبر است؟

فیلم سه موضوع جنسیتی مهم روی میز می‌گذارد. اول ازدواج اجباری برای آیا. دوم نقش مادر احمد در نظام تصمیم‌گیری و سرنوشت خانواده‌ی احمد و نعیم. سوم هم قدرت متمرکز در نقش پدر که به او اختیار دخالت، تنبیه و حتی شکل دادن به بایدها و نبایدها را می‌دهد. موقعیتی که آیا و احمد به دو شکل با آن سر و کله می‌زنند و همین چانه‌زنی با مناسبات جنسیتی، جذابیتی میان آن دو پدید می‌آورد.

این جذابیت فقط نتیجه‌ی یک نیروی مخالف یکسان نیست بلکه از شباهت انتخاب در رویارویی نیز ناشی می‌شود. به طور مثال هر دو نفر آن‌ها، با پدر خویش از موضع بالا به پایین مواجهند. هر دو تمایل به دگرگون کردن این نظم حاضر دارند، حتی اگر به منافع خودشان مرتبط نباشد. مانند جایی که احمد برای رفتن نزد درمانگر همراه برادرش، و غلبه بر مخالفت پدر به تکاپو می‌افتد.  هر دو با وجود آن‌که سرکش نیستند، در قید و بند عرف حاضر هم نیستند. این عدم تقید به آن‌ها پتانسیلی می‌دهد که عرف پدرانشان را قدیمی تعریف کنند و برای جست و جوی عرفی جدید دست به آزمایش و رفتارهای خارج از چهارچوب بزنند. مجموعا می‌توان گفت سازوکاری در برابر اراده‌ی پدرسالار نظم قبلی به جریان افتاده است که با غفلت از مبانی آن، نظمی را دنبال می‌کند که فارغ از جنسیت و سن و موقعیت اجتماعی، افراد در نوعی برابری جنسیتی، توانایی اعمال قدرت در برابر افراد داشته باشند.

دی جی احمد -dj ahmed در پلان

چهارم: فرهنگ فقرا در برابر فرهنگ سرمایه‌داری

احمد در جایی صریحا توسط پدر آیا مورد عتابی سرزنش‌آمیز قرار می‌گیرد که تو پدرت به قدر کافی دارایی ندارد و مادر نداری و .. خلاصه با مکالمه‌ای در باب محرومیت و جایگاه طبقاتیِ احمد، او را تحقیر می‌کند. همین منطق است که در ابتدای فیلم، احمد را وادار می کند تا مدرسه را رها کند، بارهای تنباکو را بفروشد و حتی در هنگام گم شدن گوسفند بیستم، به فکر جبران و دزدیدن گوسفند بیفتد. احمد محروم است اما در جمع پایکوبان مجلس آهنگ شبانه در دل جنگل، لباس‌های فقیرانه‌ی او اسباب تحقیر نمی‌شوند. گویی در فیلم تصوری وجود دارد که فقیر و غنی در جهان مدرن موضعی برابرتر دارند تا جهان سنت. تحلیلی که صحیح نیست اما فیلم به دلیل ژانر درام-فانتزی خود ارائه‌ای رؤیاگونه از جهان مدرن دارد که در آن این پنداره که فرهنگ مدرن مشکلات سنت را حل می‌کند بنیانی قوی دارد.

همین مبنا است که رؤیای برابری فقرا و ثروتمندان را در زیرمتن فیلم به شکلی رقیق گنجانده است. رؤیایی که در آن احمد می‌تواند یک گوسفند فانتزی صورتی را به قیمت خرید ابزار رؤیای دیگرش، یعنی بلندگوی صوتی معامله کند. این معامله نیز پایان قصه نیست و روند اثرگذاری بر آیا با آن ممکن می‌شود. گوسفند صورتی همان عنصر خیالینی است که تمام مصائب احمد و آیا را دچار حل و فصل درونی می‌کند و آن‌ها را به مسیر تحقق خواسته‌هایشان هدایت می‌کند. عنصری که زنان ابتدا و وسط و انتهای فیلم که بر سر کوه نشسته‌اند، راوی آنند. چرا که این عنصر است که با نظم سرمایه‌ی جهان مدرن همخوانی درونی و هارمونی دارد و برای فقیر و غنی، به یک اندازه جذاب، اثرگذار، و امیدبخش است.

پنجم: فرهنگ روستایی در برابر فرهنگ شهری

در جایی از فیلم احمد از آیا می‌پرسد در آلمان دیسکو هست؟ و آیا که تعجب کرده با خنده پاسخ می‌دهد که ملیون‌ها سالن آهنگ در آلمان است. این منطق چند جای دیگر به صورت مثبت و منفی تکرار می‌شود. مثبت مانند وقتی که پدر احمد به او می‌گوید مادرت مرده و او با پذیرش ناشی از همین جهان کوچک مرگ مادرش را می‌پذیرد و جواب می‌دهد من هنوز زنده‌ام. منفی هم مانند وقتی که احمد با پخش موسیقی از بلندگوی مسجد خود را در مقام ناقض فرهنگ روستایی قرار می‌دهد. فرهنگی شامل سنت و پدرسالاری و فقر فکری و احساس سنگین توهینی که پدید  می‌آید. و البته نقض این فرهنگ تاوان سنگینی هم برای احمد دارد.

اما در نتیجه ما شاهد پیامی در فیلم هستیم. اینکه با پایبندی به فرهنگی جدید حتی توسط یک نفر چون احمد، می‌توان ساختار فرهنگ پیشین را به تغییر سوق داد. تغییر، در واقع نتیجه‌ای است که چالش‌های پیش روی ما نیاز دارند. سؤال‌ها باید تغییر کنند. باید‌ها ملزمند تغییر کنند. مناسبات اصلی و محکم و قطعی باید تغییر کنند، و در نهایت این آدم‌ها هستند که برای زنده ماندن و نیکو ماندن، باید تغییر کنند. مانند آن‌چه در پدر احمد رخ داد و برای اولین بار از ابتدای داستان، جای خالی مادرشان در زندگی را پر کرد.

شما می‌توانید سینمایی دی‌جی احمد را دی پلتفرم پلان بدون نیاز به خرید اشتراک تماشا کنید. 

IMG_20260208_113322_621

محمد امین اسلامی دانش‌آموختهٔ علوم اجتماعی و فلسفهٔ غرب است و به‌صورت حرفه‌ای در حوزهٔ فیلم و سریال فعالیت می‌کند. او منتقدی باسابقه است که جلسات نقد و بررسی‌اش با استقبال گسترده مخاطبان همراه بوده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *